لحظه گذراست و خاطره، ماندنی حاضرم هر آنچه دارم بدهم اگر ، لحظه ماندنی بود و خاطره گذرا
ايکاش به افق پرواز کبوتر نظری می کرديم

امروز شنبه :

رفته بودم تو يه سايت ، که به اين پرسش نامه برخورد کردم‌:

به نظر شما برخورداري ايران از فناوري هسته اي در جهت اهداف صلح آميز تا چه حد ضروري است ؟
بسيار زياد
زياد
متوسط
كم
خيلي كم

  

  خب، معلومه جواب چيه. هر ايرانی دلش ميخواد که پيشرفت کنه. پس تقريبا همه رای مثبت ميدن.

اما ايکاش....

ايکاش... ( نميخوام سياسی حرف بزنم ، چون سياستی که الآن تو دنيا حاکمه ، ارزش صحبت کردن رو نداره ) ولی ايکاش درکنار تمام اينها کمی هم (فقط کمی ) به خودمون توجه ميکرديم. به وجودمون. به دليل بودنمون. به چگونه بودنمون. به اينکه اگه باشيم و نباشيم دنيا تغييری می کنه يا نه.

ايکاش کنار تمام اين محافظت هايی که از خودمون ميکنيم کمی هم از جوهر وجودمون که روز به روز داره به پايانش نزديکتر ميشه ، محافظت ميکرديم. اونموقع ايرانی و ژاپنی و آمريکايی سر يه سفره از تجربه هاشون ميگفتن . تجربه هايی که به آسونی بدست نيومده. تجربه هایی که هرکدومشمون آنقدر دنيای زمينی رو دستخوش تغيير کرده که جرم گرانشی اون فضای زمينی ما رو منحنی کرده .

ای کاش به جای اينکه زندگی کنيم برای عقب نيفتادن ، زندگی ميکرديم برای خاطر زندگی کردن و لذت ميبرديم از درک بودنمون . خيلی ها هستن که يادشون رفته که زنده هستن و اجازه دارن که زندگی کنن.


نوشته شده در تاریخ شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٤
پيام هاي ديگران ()      لینک این مطلب