لحظه گذراست و خاطره، ماندنی حاضرم هر آنچه دارم بدهم اگر ، لحظه ماندنی بود و خاطره گذرا
همين حالا همين جا

قصد نوشتن نداشتم،برای همين اجازه نوشتن به خودم نميدم، اما احساسم رو منتقل ميكنم:

هرکه دل آرام ديد  ........ از دلش آرام رفت

چشم ندارد خلاص ....... هرکه دراين دام رفت

زندگی شايد همين نشستن من و تو پشت کامپيوتر..شايد بودن و فقط بودن......تجربه کردن و بالاتر از اون،درک کردن...زندگی شايد برای بعضی شايد هم برای من درد کشيدن و فقط دردکشيدن......زندگی شايد برای ديگری شايد هم برای من خنديدن و فقط لذت چشيدن...........زندگی شايد قهر شايد خوشی شايد اميد و شايد آرزو ......زندگی شايد گوش دادن به صدای عشق من،داريوش.....زندگی شايد زنی ست هرزه که برای هرکس رخی جلوه ميکنه.....زندگی شايد پدربزگ تو که خيلی مهربونه..شايد هم جدّمن كه ميگن از همه پدربزرگها مهربونتره.....زندگی شايد انتظار برای اومدن عمومهدی (عج).......كسی چه ميدونه؟شايد هم زندگی فقط كردن و دوباره كردن تو يه سكس پارتي... زندگی شايد يه بازی کامپيوتری که من تا مرحله آخر رفتم و الآن دارم دوباره بازی ميکنم......زندگی شايد يه شرطبندی خدا با شيطون تو انتخاب انسان ها........ زندگی شايد يه هوس خالق برای داشتن مخلوق......زندگی شايد چيزی بالاتر از اينها......زندگی شايد..............

زندگی هرچه و هرچيز که هست....خوب يا بد.....درست يا غلط....حق يا باطل...خيال يا واقعی....نيستي يا هستی..... هر چه و هرچی که هست، گاه آنقدر به من (مثل الان) احساس قشنگی ميبخشه كه تمام بودنم رو برای اون لحظه، فراموش ميكنم و رضايتی عميق از زنده بودن و داشتن چنين تجربه ای ( تجربه ای كه شايد تنها در گرو بودن به دست مياد) بهم دست ميده.

رضايتی كه بخاطرش ديگه برام مهم نيست زندگی چيه

زندگی هرچه كه هست، مال شما.... من رو همين تجربه و درك بس

از من اگه بپرسند زندگی چيست؟ ميگم:زندگی لحظه ای بيش نيست؛ لحظه ای و پس از آن دگرهيچ؛ لحظه ای كه درآن لحظه من به اندازه يك ابديت زيسته ام.

من تا ابد هستم،من به ابديت پيوستم..من در هرثانيه به اندازه ابد زندگی كرده ام..ابديت درمن جريان دارد..ديگر زندگی و مرگ من فقط يك مسيرند برای تكامل اين شعور و درك، درکی که هرلحظه بودن رو بسيار رضايتبخش ميکنه.

من در خدا جريان دارم و خدا در من. من در هستی هست هستم و هستی در من هست.

غير از اين، دليلی برای ادامه بودن نميبينم.اگر يك دليل،تنها يك دليل(غيرازدليل خودم) برای ادامه بودنم بياوري،آنگاه،زنده بودنم را به تو مديون خواهم بود.

ميراث من، اين دنيا، كه از يك اسپرم يه يادگار دارم..... دارائی من، اين درك زيبا كه از بودن و فهميدن به يادگار دارم.....آزادم و رها........ خدانگهدار

زيبا ننوشتم شايد هم نوشتم اما مطمئنم که زيبا درك كردم.


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٥
پيام هاي ديگران ()      لینک این مطلب